1567879164-11-



محرم در راه است:

 

 

 

 wwww

محرم

محرم در راه است:

 

 

 

 wwww

محرم

روز اول محرم:

محرم در راه است. خوش بحال کسانی که هم زنجیر می زنند! و هم زنجیری از پای گرفتاری باز می کنند ...! هم سینه می‌زنند! و هم سینۀ دردمندی را از غم و آه نجات می‌دهند ...! هم اشک می‌ریزند! و هم اشک از چهره ی انسانی پاک می‌کنند ...! هم سفره می اندازند! هم نان از سفره کسی نمیبُرند ...! آنوقت با افتخار میگویند: " یا حسین: اللهم عجل لولیک الفرج

توفان شده و شاخ گل یاس شکست

در دیده مرد، اشک الماس شکست

بر سینه مشک، تیر جان سوزی خورد

یک علقمه، آیینه احساس شکست

 ***

هر کسی در عشق ابراز ارادت می کند

تا نفس دارد حسین (ع) از او حمایت می کند

پادشاهی دو عالم را به نامش می کند

هر کسی با یوسف زهرا (س) رفاقت می کند

تا ابد دیوانه صحرای عشقش می شود

هر کسی شش گوشه او را زیارت می کند

 ***

جانت به کویر تفته دریا بخشید

هفتاد و دو گل، به متن صحرا بخشید

با جلوه ی کربلای عاشورایی

خون تو به رنگ سرخ معنا بخشید

روز دوم محرم:

روز دوم محرم:  

تا چشم بر هم زدیم، محرمی دیگر از راه رسید و شهر را فراگرفت و همین سرعت در گذر زمان موجب می‌شود تا بدانیم همین ده روز را هم خیلی زود از دست می‌دهیم و حالا تا محرم بعدی معلوم نیست هر کداممان کجای داستان زندگی باشیم؛ پس چه بهتر که فرصت کوتاه را غنیمت بشماریم. هرچند همه‌مان چندین و چند محرم را تجربه کردیم و در خلال سخنرانی‌ها، روضه‌ها و عزاداری‌ها و یا از محل مطالعات خودمان ابعاد مختلف این حادثه بزرگ را شناخته‌ایم، بد ندیدیم در این ده روز از نگاه چند عالم و دانشمند بزرگ مسلمان به ابعاد مختلف ماجرای کربلا نگاهی بیندازیم. در دومین روز محرم با نوشتاری از علامه محمدتقی جعفری رازگریه برای امام شهیدان را می‌خوانیم.
     ما در شادى ها و اندوه ها، خنده ها و گریه ها، با رشد فکرى می‌توانیم یک مقدار خودمان را بالا بکشیم. یکى از شعراى بسیار خوش ذوق و با فضل عرب به نام اعثم کوفى، چند بیتى درباره امام حسین (علیه السلام) دارد، که فقط یک بیت آن مورد بحث ماست. خطابش به امام حسین (علیه السلام ) که: «اى پسر پیامبر، اى پسر على مرتضى، چشمم گریه مى کند (براى تو ناله مى کنم، براى تو مى گریم) اما نه براى پاداش و نه براى این که ثوابى به دست آورم. (با خودت کار دارم، روحم متوجه خود توست) گریه فقط براى
خود توست.این رشد روحى یک انسان را نشان مى دهد که خود حقیقت، او را در جاذبیت خود قرار بدهد، نه لذت و الم، نه پاداش، نه ترس از مجازات. این همان قله اعلى، یا از قله هاى بسیار با عظمت رشد انسانى است، که اگر کمى بالا برویم، مى فهمیم که معناى خداشناسى یعنى چه. الله اکبر مى گویم فقط براى خودت! همان طور که على بن ابى طالب مى گفت : «من تو را عبادت مى کنم، نه به طمع بهشت، نه براى ترس ازجهنم،بلکه توراشایسته عبادت مى بینم ومى پرستم.»

     آیا حسین نمی‌تواند انسانها را به جاذبه ربوبى بکشد، چون انسانها را به خودش جلب کرده است؟ شما در سالیان عمرتان، عاشوراها دیده اید. این که سخنوران، معلمان، مربیان بگویند اشک بر حسین این قدر ثواب دارد، درست است و روایت بسیار داریم که گریه بر حسین خیلى ثواب دارد. اما من از شما مى پرسم: در این سالیان عمر، در چند عاشورا وقتى که منقلب و متوجه شده بودید، به کجا متوجه شده بودید؟ به بهشت یا به خود حسین؟ اگر گفتید به خود حسین ، روح شما واقعا در حال ارتباط با حسین به درجه اعلاى اوج خودش رسیده بود. به جهت این که ارتباط شما با یک انسان تکامل یافته بود
   حسین، ولى اعظم خدا بود، بدون این که شما توقع و انتظارى داشته باشید که مثلا به شما دنیایى چنان بدهند. البته بعدا دعا می‌کردید. دعا براى کارهاى دنیوى هم خوب و درست است، دعا براى کارهاى اخروى هم صحیح است، اما نمى شود براى خانه گریه کردگریه، آن هم از اعماق روح، مستند به عمیق ترین احساس. چنین گریه اى براى داشتن قالیچه برنمى آید. این نمى شود که کسى بگوید: من گریه کردم براى حسین،(علیه السلام)، خدایا پاداش آن را به من قالیچه بده! گریه هاى سوزانى که از اعماق دل آدمیان براى حسین بر آمده است، مقدس تر از همه اینها بوده است. اگر چه در موقع دعا خوب دعا مى کردیم، یا مریض هایمان را دعا مى کردیم. درست مثل این که وقتى گفتید السلام علیکم و رحمة الله و برکاته، نماز که تمام شد، براى کارهاى دنیایى و براى برطرف شدن مشکلات دعا می‌کنید اما اهدنا الصراط المستقیم، صفر بانکى نیست که یک صفر به ثروت بانکى شما اضافه شود. متن آن غیر از این است
     از این درس حسین واقعا مى توانید به بالاترین قله ایاک نعبد بروید، یعنى طعم آن را آدم مى تواند بچشد. فقط براى تو گریه می‌کنم . تبکیک عینى لا لاجل مثوبه. یقین دارم که شما در عمرتان که در آن سالیان متمادى، عاشوراها آمده و رفته است، فقط براى خود حسین گریه کرده اید
   اصلا هر زمانى که حسین براى شما مطرح شده است، گریه کردید. حالا روز قیامت چه جزایى مى دهند؟ البته پاداش و عوض خواهند داد، ولى شما این پاداش را در نظر نداشتید. اگر کمى بالا بیایید، مى شود توحید حقیقى. بندگان خدا، این قدر راه به سوى خدا دور نیست، خیلى نزدیک است. اگر هیچ گونه استعدادش را نداشتید، در آن صورت حق با شما بود. می‌گفتید ما باید سالهاى سال بنشینیم ، فلسفه و عرفان و ادبیات بخوانیم تا با فرهنگ توحید آشنا بشویم. سپس بفهمیم که ایاک نعبد، یعنى «خدایا فقط تو را مى پرستیم، فقط با تو روبه رو هستیم.

این درس حسین (علیه السلام) است.      حسین (علیه السلام) این را به ما تعلیم داد. بلى، می‌توان گفت؛ ایاک نعبد. مثل این که می‌گوییم ایاک ابکى. اى حسین، فقط براى خود تو گریه مى کنم.

 

 

 

لینک های مفید

نظرات

Joomla templates by Joomlashine